گفتگو با منافقین پیچیده ترین و مشکل ترین آنها بود که گاهی به صورت دو جانبه و گاهی چند جانبه صورت می گرفت و آثار و برکات زیادی داشت. این گفتگو نهایتا منجر به صدور فتوای «نجس پاکی» گردید. این فتوا خط ممیز بین مومنین و منافقین شد. اگر این کار صورت نمیگرفت ضربات منافقین به انقلاب در زندان و بیرون از زندان ممکن بود انقلاب را سالها به تاخیر بیندازد. گفتگو با حزب توده، چریکهای فدایی خلق و نیز لیبرالها در سطوحی دنبال شد و عسکراولادی در این گفتگوها حرف اول را میزد.
گفتگو پس از انقلاب در سه سطح دنبال شد:
1- گفتگو با عناصر مخالف اسلام فقاهتی که دستی در همپیمانی با سکولارها و لیبرالها داشتند.
2- گفتگو با اهل ایمان برای همگرایی و اتحاد در برابر جبهه کفر، نفاق و الحاد.
3- گفتگو با اهل فتنه و طمع به بازگشت سران آنها به اردوگاه انقلاب اسلامی.
اسناد و مدارک این سه سطح گفتگو را باید جمعآوری کرد و به عنوان یک تجربه انقلابی و اسلامی ثبت نمود و برای آیندگان به یادگار گذاشت. گفتگوهای چهره بهچهره، نامهنگاریهای مطبوعاتی و علنی، نامههای محرمانه غیرقابل انتشار از جمله فعالیتهای عسکراولادی در این باب، که در حوزه امر به معروف و نهی از منکر صورت میگرفت، خواندنی است.
همه کسانی که طرف گفتگو با عسکراولادی بودند نمیتوانستند صدق، صفا، یکرنگی و اخلاص او را زیر سئوال ببرند. آنان همچنین رویکرد مشفقانه او را منکر نبودند. به همین دلیل در تشییع او به سرای آخرت، همه برای پاسداشت شخصیت ارزشمند او آمده بودند.
اشاره به خطوط مطرح در این سطح از گفتگوها خارج از حوصله این مقال است. اما بد نیست به فعالیتهای ماههای پایانی عمر او در باره مهار فتنه اشارتی رود؛
او در ماههای پایان عمر خود یک گفتگوی مکتوب را با 7 تن از اصلاح طلبان آغاز کرد و با زبان صدق و اخلاص از آنان خواست جایگاه حریم رای و حرم انقلاب را رعایت کنند و از تکرار دروغ تقلب پرهیز نمایند. او از آنان خواست از همگرایی با آمریکا، اسرائیل و انگلیس دشمنان قسم خورده نظام فاصله بگیرند و در مسیر همگرایی با ملت قرار گیرند. 4 دور گفتگو بین او و آن هفت تن انجام شد و در رسانههای دوم خردادی انعکاس یافت. طرف مقابل گفتگوها را متوقف کرد و ادامه نداد اما آثار این گفتگو بر رفتار آنها سایه افکند و آنان به دیده احترام به نفس گفتگوها و منطق عسکراولادی نگاه کردند.
آقای عسکراولادی در همین ماههای پایانی عمر خود نامه های متعددی به آقایان هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، سیدمحمد موسویخوئینیها و سیدحسن خمینی نوشت و در مصاحبهها و سخنرانیهای خود خطاب به کروبی و موسوی از آنها به عنوان برادران خود یاد کرد، تا شاید موفق شود نقطه پایانی بر موضوع فتنه بگذارد. او طمع داشت این دو سرباز فراری به خیمه دشمن را برگرداند و در این کار خود توفیقات زیادی برای تلطیف فضای کینه ورزی و خصومت در جامعه اسلامی داشت. هزینه های زیادی هم از آبروی خود کرد و می گفت انسان هر چه دارد باید برای استحکام جایگاه ولایت فقیه و پایداری انقلاب هزینه کند حتی از آبروی خود بگذرد و چیزی را درون قبر نبرد.
او فضای دو قطبی در جامعه را سم انقلاب و آن را محصول کار سرویسهای اطلاعاتی دشمن می دانست. او به سربازگیری دشمن از اردوگاه انقلاب فوق العاده حساس بود و میگفت به هر قیمت شده باید از این کار جلوگیری کنیم و همه را در خیمه ولایت نگه داریم.



